مبتنی بر تحلیل ۵ پروژه واقعی — قواعد مقداری از الگوی داده استخراج شدهاند، نه فرض.
فاصله عمودی از کف پایینترین توقف تا انتهای چاه
فاصله عمودی از کف پایینترین طبقه تا کف بالاترین طبقه
فاصله از کف بالاترین طبقه توقف تا زیر سقف چاه آسانسور
تعداد اقلام—
اقلام با قاعده قطعی—
اقلام نیازمند تأیید—
قیمت در این پروتوتایپ محاسبه نمیشود؛ کارپوشه بنچمارک قیمتی هنوز داده نشده. مقادیر «نیازمند تأیید» (برچسب زرد) از الگوی ضعیف بین پنج نمونه استخراج شدهاند و باید قبل از استفاده در برآورد واقعی دستی بازبینی شوند. هر عدد و هر مشخصات فنی قابل ویرایش دستی است؛ تغییر پارامترهای بالا مقادیر پیشفرض را بهطور خودکار بازمحاسبه و بازنویسی میکند.
اصلاح: سیستم تعلیق در واقع قابل تفکیک بود. چهار پروژه سیستم ۲:۱ داشتند و یکی (سبلان) سیستم ۱:۱؛ طول سیم بکسل کابین حالا از روی شیار فلکه × طول چاه × ضریب تعلیق محاسبه میشود (ضریب ۲:۱ ≈ ۲.۱۸ روی چهار نمونه با پراکندگی ۱.۵٪، ضریب ۱:۱ ≈ ۱.۲۰ فقط از یک نمونه). چهار فیلد «نوع موتور»، «ارتفاع درب»، «ارتفاع کابین» و «نوع کاربری» هنوز به هیچ فرمول مقداری وصل نیستند؛ دادهای برای اثبات تأثیرشان روی مقدار اقلام در این پنج نمونه وجود نداشت. ارتفاع کابین فقط برای اعتبارسنجی نسبت به ارتفاع درب استفاده میشود (باید ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر بیشتر از ارتفاع درب باشد).
ریل کابین و ریل کادر وزنه حالا با فرمول جدید محاسبه میشوند: طول چاه ÷ ۵، گرد به بالا به نزدیکترین ۰.۵ (اگر اعشار صفر بود بدون تغییر، اگر کمتر از ۰.۵ بود به ۰.۵ میرسد، اگر ۰.۵ یا بیشتر بود به عدد صحیح بعدی میرسد)، سپس عدد بهدستآمده در ۲ ضرب میشود. این فرمول عمداً محافظهکارانهتر از دادهی تاریخی است: روی ۴ پروژه از ۵ پروژه (همه بهجز رحیم قربانی که طول چاهش دقیقاً مضرب ۵ بود) یک شاخه ریل بیشتر از مقدار واقعی ثبتشده در آن پروژه میدهد. نوع ریل بهصورت پیشفرض بر اساس ظرفیت تعیین میشود (۶ تا ۸ نفر: کابین T9(70)، وزنه T5(50) — ۱۰ تا ۲۱ نفر: کابین T16(90)، وزنه T9(70))، و برای ریل کابین در طول چاه بیش از ۵۰ متر به T16(125) و بیش از ۷۵ متر به T16(127) ارتقا مییابد؛ این ارتقا فقط روی ریل کابین اعمال شده، چون دستور فقط به «ریل» اشاره کرده بود نه صریحاً هر دو — اگر ریل کادر وزنه هم باید در چاههای بلند ارتقا یابد، بگو کدام سایز. تعداد پیچ و مهره پشتبند برای هر نوع ریل دقیقاً ۸ عدد به ازای هر پشتبند است. مشخصات (نمره پیچ) از روی نوع ریل تعیین میشود: T5 → نمره ۸ با واشر ۴ سانتیمتر، T9 و T16 → نمره ۱۲ با واشر ۵ سانتیمتر.
براکتها حالا از روی مدل چیدمان کلاف محاسبه میشوند، نه از ضریب آماری: تعداد کلاف از پایین چاله بالا میرود — کلاف اول ۳۰ سانتیمتر بالای کف چاله، کلاف دوم ۶۹ سانتیمتر بالاتر از کلاف اول، بقیهی کلافها هرکدام ۱۶۷ سانتیمتر بالاتر از قبلی، تا کلاف آخر که ۲۰ سانتیمتر پایینتر از سقف چاه قرار میگیرد. روی هر کلاف ۲ براکت برای ریل کابین و ۲ براکت برای ریل کادر وزنه نصب میشود. لقمه (۲ عدد به ازای هر براکت) و پیچ پایه براکت (۲ عدد به ازای هر براکت، فقط چون همهی نمونهها براکت دوتکه/با پایه بودند) هر دو مستقیماً از تعداد براکت مشتق میشوند — این دو رابطه را روی هر ۵ پروژه چک کردم و در همهی موارد دقیقاً برابر بود، بدون استثنا.
تأیید شد با نقشهی واقعی: فایل سکشن چاه (سکشن_چاه.pdf) که فرستادی را بررسی کردم. طول کل چاه در آن نقشه ۲۵۷۰۰ میلیمتر (۲۵.۷ متر) است و نقشه دقیقاً ۱۷ کلاف نشان میدهد (شمارهگذاری ۰ تا ۱۶؛ سطر ۱۷ خود تیر زیر موتورخانه است، نه یک کلاف مجزا). فرمول را روی همین عدد اجرا کردم: نتیجه دقیقاً ۱۷ شد — تطابق کامل. چیدمان واقعی هم دقیقاً با توضیح تو یکی است: ۳۰۰ میلیمتر از کف چاله تا کلاف صفر، ۶۹۰ میلیمتر تا کلاف یک، سپس مرتب ۱۶۷۰ میلیمتر تا کلاف پانزده، و آخرین فاصله (کلاف پانزده تا شانزده) کوتاهتر و برابر ۱۲۷۰ میلیمتر — همان گام کوتاهشدهی نزدیک سقف که در توضیحت گفته بودی. چون این فرمول حالا با نقشهی واقعی و رسمی تطبیق کامل دارد، برچسب براکتها را از «نیاز تأیید» به «تأیید شده» تغییر دادم. عدم تطابق قبلی با شمارش براکت در ۵ فایل اکسل قبلی، پس بهاحتمال زیاد از چیزی در آن فایلها میآید (براکت اضافه در تراز درب یا نصب میدانی)، نه از خطای این فرمول.